داروینیسم و برابری‌طلبی[۱]-نزاعی بر سر سرشت انسانی (قسمت چهارم)

داروینیسم و برابری‌طلبی[۱]                                            

نزاعی بر سر سرشت انسانی

تیم لیونز

داروینیسم و برابری‌طلبی[1]-نزاعی بر سر سرشت انسانی (قسمت چهارم)

کد مطلب: P602014

در آنچه انتخاب طبیعی می‌تواند انجام دهد محدودیت‌هایی وجود دارد. انتخاب می‌تواند باعثِ پسرفت رشد یک سازگاری نسبت به اختلالات محیطی‌ای شود که مختص محیط‎هایی بودند که سازگاری در آنها شکل گرفته ‌است. اما دو d  l یعنی کوزمیدس[۲] و توبی[۳] به‌درستی تاکید می‌کنند:

فرایندهای رشدی انتخاب شده‌اند تا در برابر اقسام متعارف تغییرات محیطی و ژنتیکی که ویژگیِ محیطِ سازگارشدگیِ تکاملی هستند از خود دفاع کنند، ولی متکفل دفاع در برابر مداخلات تکاملیِ بدیع یا نامعمول نیستند.

(توبی و کوزمیدس ۸۱:۱۹۹۲)

انتخاب در گذشته‌ گونه ما از چنان آینده‌نگری بی‌بهره بود که بتواند رشد سازگاری‎های ما را نسبت به تغییرات محیطی که تنها در جامعه مدرن پدید آمده مقاوم کند. به این هم نیاز نداشت که رشد را نسبت به تغییرات محیطی که تنها و به‌ندرت در گذشته وجود داشته­اند، مقاوم کند. حتی اگر سرشت انسانی رشته‌ای از سازگاری‌های روان‌شناختیِ موروثیِ ژنتیکی باشد، باید هنوز انتظار داشته باشیم وقتی سرشت با محیط‎های تازه یا کمیابی روبه‌رو شود دستخوش تغییر شود؛ چه هر دوی این گونه محیط‎ها پتانسیل منحرف کردن مسیر رشد آن سازگاری‌ها را دارند.

گفته می‌شود سناتور جی. ویلیام فولبرایت[۴] در کنفرانس انسان و حیوان در واشنگتن دی‌سی در ۱۹۶۹ گفته است:

اگر فرض کنیم که عموم انسان‌ها ذاتا گرایش به ستیزه‌جویی[۵] دارند …. اگر این تمایل ذاتی باشد و نتوان با آموزش از آن خلاص شد، بی‌تردید مسبب تفاوت‌های بسیاری در رویکردهای انسان به مسائل جاری می‌شود… اگر طبیعت ما را ملزم به چنین گرایش ستیزه‌جویانه‌ای به جنگ کرده باشد، یقینا من دیگر خودم را با محدودیت‎های تسلیحاتی یا مذاکره با روسیه اذیت نمی‌کنم.

(به نقل از سگرسترال ۹۲:۲۰۰۰)

چنان که دیدیم تصویر سرشت انسانی به‌مثابه مجموعه سازگاری‌های وراثتیِ ژنتیکی استدلال خوبی برای تصویر سرشت انسانی به‌مثابه‎‎‌ امر ثابت به دست نمی‌دهد. آیا این بدین معناست که باید نگرانی فولبرایت را نادیده بگیریم؟ این واقعیت که سازگاری‌ها علی‌الاصول با مداخله محیطِ رشدی دستخوش تغییر می‌شوند نتیجه نمی‌دهد که آن شکل خاصی از مداخله‌‌ رشدی که افراد بیش از همه در معرض آن­اند تغییر در محیط آموزشی باشد. نکته این است که مقوله‌ رشد به‌درستی فهمیده نشده و شیوه‌های تاثیرگذاریِ‎ دخالت‎های رشدیِ اولیه بر ظهور صفات بعدی، ای بسا کاملا خلاف شهودات ما باشد. بنابراین اگر ستیزه‌جویی یک سازگاریِ وراثتیِ ژنتیکی باشد، هیچ یک از چیزهایی که تاکنون گفتیم ایجاب نمی‌کند که ستیزه‌جویی با آموزش متفاوت مردم از بین برود. در واقع اگر ادعا را از قابل تغییر بودنِ سرشت انسانی فراتر ببریم و بر شکل‌پذیریِ سرشت انسانی با آموزش اصرار کنیم، خطرِ فراتر رفتن از محدوده شواهد موجود ما را تهدید خواهد کرد.

ادامه دارد…

پاورقی

[۱] این متن ترجمه ای است از بخشی از فصل هشتم کتاب داروین از سری فیلسوفان راتلج با مشخصات کتابشناسی زیر:

Lewens, Tim (2007) Darwin, Routledge. pp236-41.

[۱]Peter Singer

[۲]Cosmides

[۳]Tooby

[۴]J. William Fulbright

[۵] aggression

منابع:

Mameli, M. (2004) ‘Nongenetic Selection and Nongenetic Inheritance’, BritishJournal for the Philosophy of Science, ۵۵: ۳۵–۷۱.

Marx, K. and Engels, F. (1936) Karl Marx and Friedrich Engels. Correspondence, 1846–۱۸۹۵: A Selection with Commentary and Notes, trans. D. Torr, London: M.Lawrence.

Segerstråle, U. (2000) Defenders of the Truth, Oxford: Oxford University Press.

Tooby, J. and Cosmides, L. (1992) ‘The Psychological Foundations of Culture’,in J. Barkow, L. Cosmides and J. Tooby (eds) The Adapted Mind: EvolutionaryPsychology and the Generation of Culture, Oxford: Oxford University Press.

Singer, P. (1999) A Darwinian Left: Politics, Evolution and Cooperation, London:Weidenfeld and Nicolson.1

More from مهدی هاتف

داروینیسم و برابری‌طلبی[۱]- نزاعی بر سر سرشت انسانی (قسمت اول)

    کد مطلب: Z600202 تیم لیونز   پیتر سینگر[۲]، فیلسوف برجسته‎...
مشاهده مطلب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *