داروینیسم و برابری‌طلبی[۱]-نزاعی بر سر سرشت انسانی (قسمت ششم)

داروینیسم و برابری‌طلبی[۱]                                                        

نزاعی بر سر سرشت انسانی

داروینیسم و برابری‌طلبی[1]-نزاعی بر سر سرشت انسانی (قسمت ششم)

کد مطلب: P602016

تیم لیونز

تردیدی نیست ‌که اشکال توارث غیرژنتیکی، شامل توارث اجتماعی و فرهنگی، مقولات مهمی در تکامل گونه‌‌ ما بوده‌اند. اگر این اشکال توارث مهم بوده ‌‌باشند، سازگاری‌های گونه‌ ما احتمالا با مداخله‌ ساختارهای اجتماعی که پیشرفت قطعی‌ِ آن سازگاری‌ها را طی نسل‌ها میسر می‌‌کنند، دستخوش تغییر می‌شوند. شاید جالب‌ترین شکل توارث غیرژنتیکی بدین معنا از جنسِ جایگاه‌سازی[۲] باشد؛ چنان که داروین نیز دریافته بود ارگانیسم‌ها صرفا با محیطی که ساختار آن مستقل از آنها شکل گرفته سازگار نمی‌شوند تا تناسب‌شان افزایش یابد، بلکه آنها محیط را فعالانه دگرگون و حفظ می‌کنند. این یکی از موضوعاتی است که داروین در آخرین اثر چاپ‌‌شده‌‌اش که متنی است درباره کرم‌های خاکی بر آن تاکید می‌‌کند. حتی کرم‌ها هم توانایی اصلاح پیرامون‌شان را دارند، تا آنجا که تخته‌‌سنگ‌های بزرگ ممکن است با کنار هم قرار گرفتن متوالی طبقات کرم‌ها زیر خاک دفن شده یا از روی آن بلند شود. جایگاه‌سازی می‌تواند در توارث ایفای نقش کند،

چون نسل والدین می‌تواند طوری عمل کند که حفظ محیطی را که در آن فرزندان رشد می‌کنند، تضمین کند. سگ‌های آبیِ بالغ با ساختن سد محیط‌های دارای آب را حفظ می‌کنند و این محیط‌ها فراگیریِ مهارت‌های سدسازی را توسط سگ‌های آبیِ جوان تسهیل می‌کنند. فرایندهای جایگاه‌سازی بخشی از شباهت‌های میان والدین و فرزندان را توضیح می‌دهد و این کار را، نه برحسب چیزی (ژن‌ها، ثروت یا دانشی) که از یک والد به فرزند می‌رسد، که با استناد به فعالیت جمعیِ نسل والدین انجام می‌دهد. انسان‌ها استاد جایگاه‌سازی‌اند. ما به شکل جمعی عناصر محیطی مثل کتابخانه، مدرسه یا بیمارستان‌ می‌سازیم که به نوبه خود رشد نسل‌های آینده را تسهیل می‌کنند و تضمین می‌کنند که آنها صاحب مهارت‌ها و توانایی‌های تجدید کتابخانه، مدرسه و بیمارستان‌های مشابه باشند.

چنان که می‌‌دانیم نظریه داروین بعضا با مواضع سیاسی راست تندرو پیوند خورده است، اما کارل مارکس هم شیفته نظریه داروین بود، چه در ۱۸۶۱ به فردیناند لاسال[۳] نوشت: «کتاب داروین مهم‌ترین اثر است و از این جهت که مبنایی در علوم طبیعی برای نبرد طبقاتیِ تاریخی فراهم می‌کند، برای مقصود من مناسب است.» (مارکس و انگلس، ۱۲۶:۱۹۳۶) سینگر در آغاز کتاب کوتاهش نقل قولی را از تزهایی درباره‌ فوئرباخِ مارکس، به‌مثابه نمونه‌ای از آنچه جریان چپ باید رهایش کند، می­آورد: «سرشت انسانی امر انتزاعیِ ذاتی در هر فردِ تنها نیست، بلکه در واقعیتِ خود، حاصل جمع روابط اجتماعی است.» (سینگر، ۵:۱۹۹۹)

داروین مارکس را تایید نمی‌کند، ولی از طرف دیگر این هم برای من روشن نیست که یک داروینیِ راستین لازم باشد موضع مارکس در خصوص سرشت انسانی را رها کند. نباید گمان کنیم که سرشت انسانی، امری انتزاعی است که ذاتیِ هر فرد تنها است، لااقل در این معنا که سرشت انسانی نوعی هسته‌ ژنتیکی خاص است که در همگی ما مشترک است. نتیجه شدنِ ویژگی‌های روانیِ مشترک از ژن‌های مشترک، در بافت محیط‌های رشدیِ مشترکی صورت می‌پذیرد که تعاملات اجتماعی آنها را ساخت‌بندی کرده و حفظ می‌کنند. نظام‌های وراثت فرهنگی و اجتماعی، نه‌تنها از خلال یادگیری فرزندان از والدین‌شان، بلکه از خلال کنش‌های جمعیِ تمام نسل‌ها در رشدِ سفت و سختِ روانِ انسانی ایفای نقش می‌کنند تا بتوانند محیط‌های رشدی با ساختاری مستحکم را برای نسل آینده باقی نگه دارند. داروینیِ راستین همچنان دلایل فراوانی برای این باور دارد که «کلیت روابط اجتماعی» نقش مهمی در ساختن و از نو ساختنِ سرشت انسانی بازی می‌کند.

پاورقی:

[۱] این متن ترجمه ای است از بخشی از فصل هشتم کتاب داروین از سری فیلسوفان راتلج با مشخصات کتابشناسی زیر:

Lewens, Tim (2007) Darwin, Routledge. pp236-41.

[۱]Peter Singer

[۲]niche construction

[۳]Ferdinand Lassalle

منابع:

Mameli, M. (2004) ‘Nongenetic Selection and Nongenetic Inheritance’, BritishJournal for the Philosophy of Science, ۵۵: ۳۵–۷۱.

Marx, K. and Engels, F. (1936) Karl Marx and Friedrich Engels. Correspondence, 1846–۱۸۹۵: A Selection with Commentary and Notes, trans. D. Torr, London: M.Lawrence.

Segerstråle, U. (2000) Defenders of the Truth, Oxford: Oxford University Press.

Tooby, J. and Cosmides, L. (1992) ‘The Psychological Foundations of Culture’,in J. Barkow, L. Cosmides and J. Tooby (eds) The Adapted Mind: EvolutionaryPsychology and the Generation of Culture, Oxford: Oxford University Press.

Singer, P. (1999) A Darwinian Left: Politics, Evolution and Cooperation, London:Weidenfeld and Nicolson.

More from مهدی هاتف

داروینیسم و برابری‌طلبی[۱]- نزاعی بر سر سرشت انسانی (قسمت دوم)

کد مطلب: P602012 تیم لیونز جالب اینکه داروین خود در برابر ادعای...
مشاهده مطلب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *