داروینیسم و برابری‌طلبی[۱]- نزاعی بر سر سرشت انسانی (قسمت دوم)

کد مطلب: P602012

داروینیسم و برابری‌طلبی- نزاعی بر سر سرشت انسانی

تیم لیونز

جالب اینکه داروین خود در برابر ادعای شکل‌پذیریِ سرشت انسانی بسیار گشوده بود؛ هرچند او فکر می‌کرد انتخاب طبیعی تفاوت سطحِ هوشمندی[۲] در مردان و زنان را تبیین می‌کند، با این حال به دورنمای ارتقای سطح هوشمندی‌ِ زنان تا سطح هوشمندیِ مردان خوشبین بود. به باور داروین قوای به‌کارگرفته‌شده در دوره حیات فرد تمایل دارند به فرزندان با همان جنسیت منتقل شوند. مردان در گذشته نسبت به زنان نیاز بیشتری به استفاده از قوه تفکر داشتند، لذا این قوا به فرزندان ذکور منتقل شده است. دلیل استفاده مردان از این قوا نیز تبعیض فراوانی بوده که زنان در همسرگزینی ایجاد می‌کردند، به‌طوری که هوش[۳] پیش‌شرطِ جذب زن بوده ‌است. نتیجه اینکه ترغیب زنان به استفاده از قوای تفکر می‌تواند آنها را همسنگ مردان کند:

برای اینکه یک زن به استانداردهایی مشابه یک مرد دست پیدا کند، باید در سنین نزدیک به بلوغ تعلیماتی ببیند که فعالیت و استقامت او را را تقویت کند و باعث شود خرد و قوای تخیل‌اش را تا بالاترین درجه به کار گیرد. در این صورت احتمالا این ویژگی‎ها را به‌ویژه به دختران بالغ خود منتقل خواهد کرد.

(تبار انسان: ۶۳۱)

با این حال داروین تذکر می‌دهد که چنین کاری صرفا قوای عقلانیِ آن زنانی را بهبود می‌بخشد که شانس کافی برای دریافت آموزش و پرورش داشته‌اند (یا از زنانی که آموزش مناسب دیده‌اند‌ زاده شده‌اند). چنانچه اکثریت زنان از چنین آموزشی بهره‌مند نشوند و اگر این واقعیت تفاوتی در توانایی‎های تولید مثلی آنها در مقایسه با زنان تحصیلکرده ایجاد نکند، هیچ بهبود تدریجی را در نسل‌های زنان به‌عنوان یک کل شاهد نخواهیم بود. نهایتا داروین خوش‌بینی‌اش به عمومِ زنان را، با ملاحظه‌ای پایانی، که ماهیتی جامعه‌شناسانه دارد، تعدیل می‌کند؛ ملاحظه‌ای که ناشی از مشاهده‌ خواست‎های مردانی بود که زندگی روزمره‌ ویکتوریایی داشتند:

همان‌طور که پیشتر در خصوص قدرت بدنی اشاره شد، اگرچه مردان امروز برای به دست آوردن همسران‌شان نمی‎جنگند و دوره این شکل از انتخاب گذشته، اما در دوره مردانگی، معمولا نزاع شدیدی را برای حفظ خود و خانواده‌شان از سر می‌گذرانند و همین امر سبب حفظ یا حتی تقویت قوای ذهنی‌شان و در نتیجه نابرابری کنونی بین دو جنس می‌شود.

(همان: ۶۳۱)

به بیان سرراست مردان از زنان باهوش‎تر می‌مانند، چون رئیس خانواده بودن در زندگی روزمره مستلزم این است که مردان خیلی بیشتر از زنان از مغزهایشان استفاده کنند. نتیجه روشن این نگاه داروین این است که نابرابری‌های میان استعداد خردورزی در زن و مرد، با فراهم کردن گستره‌ آموزش‌های لازم برای هر دو جنس و با ترغیب زنان به اشتغال در موقعیت‌های مسئولانه در زندگیِ کاری می‌تواند به‌شدت کاهش یابد. چنین راه‌هایی برای علاج نابرابری مطمئنا در هماهنگی کامل با توصیه‎های احتمالیِ چپِ غیرداروینیِ سنتیِ سینگر است، حتی اگر داروین قائل به این دیدگاه باشد که تکامل مسئول نابرابری‌های مذکور است.

ادامه دارد...

پاورقی:

[۱] این متن ترجمه‌ای است از بخشی از فصل هشتم کتاب داروین از سری فیلسوفان راتلج با مشخصات کتاب‌شناسی زیر:

Lewens, Tim (2007) Darwin, Routledge. pp232-3.

[۲]genius

[۳]intelligence

منابع:

Darwin, C. (2004) The Descent of Man, London: Penguin Classics, first published1877, second edition.

Lewontin, R. C. (1985) ‘The Analysis of Variance and the Analysis of Causes’, inR. Levins and R. Lewontin (eds) The Dialectical Biologist, Cambridge, MA:Harvard University Press; originally published in American Journal of HumanGenetics, ۲۶ (۱۹۷۴): ۴۰۰–۱۱.

Singer, P. (1999) A Darwinian Left: Politics, Evolution and Cooperation, London:Weidenfeld and Nicolson.

 
More from مهدی هاتف

داروینیسم و برابری‌طلبی[۱]- نزاعی بر سر سرشت انسانی (قسمت اول)

    کد مطلب: Z600202 تیم لیونز   پیتر سینگر[۲]، فیلسوف برجسته‎...
مشاهده مطلب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *